امروز چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۶ و ساعت ۱۸:۱۰ دقیقه می باشد.
  • تاریخ انتشار خبر : دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۶ | ساعت انتشار : ۱۲:۴۵ | کد خبر : 55076 | نویسنده : عيسي ملكشاهي
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • مدیریت اقتصادی بحرانی خاموش

  • دسته بندی مطلب : مقالات | تعداد بازدیدها : نفر
  • قبل از پرداختن به بحث مدیریت اقتصادی بحرانی خاموش ، بهتر است مدیریت را در لغت ، اصطلاح وعلم به اختصار تبیین و سپس انواع آن را بررسی ، رابطه هر یک را با اقتصادکاربردی خانواده و جامعه بیان کنیم . چرا که همه انواع مدیریت، در پیشبرد اهدافمان با یکدیگر رابطه ای دو سویه دارند .

    مدیریت در لغت : گرداننده ، سرپرست معنا شده ، ولی در بحث کاربردی ، عملی است که یک انسان بعنوان به کارگیرنده علم و هنر درهماهنگی و هدایت منابع مالی یا انسانی ویا هر دو برای رسیدن به هدف با حداکثر کارایی انجام دهد .

    بنظربنده در تعریف فوق ترکیب علم و هنر به توانمندی شخص مدیر بستگی دارد ، از چه میزان خلاقیت بهره مند است که بتواند توامان درلحظه این هنر را داشته باشد تا از خلط انواع مدیریت در زمان به بهترین نتیجه برسد .

    یعنی : ۱ مدیریت نیروی انسانی ۲ مدیریت منابع مالی و بهره وری در کار ۳ مدیریت زمان ۴ مدیریت مکان ۵ مدیریت ابزار و آلات تخصصی و بکار گیری هر یک جهت هماهنگی با نیروی انسانی برای رسیدن به یک هدف مشخص.

    البته بنده بر این عقیده ام که در هر سمت و شغلی چه در سطوح پایین مدیریتی ، چه در سطوح بالا، یک مدیرموفق باید حس کند همیشه در حالت بحران و آماده باش است ، و همه جوانب کار و احتمالات حتی پیش بینی نشده رانیز مد نظر داشته باشد تا در صورت وقوع حادثه بدون هیجان و استرس به بهترین نحو ، مدیریت زمان و مکان و هماهنگی عوامل مدیریتی امر مورد نظر را داشته باشد و با این آمادگی کمترین آسیب بحران را سپری نماید .

    همانگونه که در تعریف مدیریت بررسی کردیم بحث منابع مالی از گزینه های مهم برای در نظر گرفتن تعاملات نیروی انسانی و دیگر منابع است و ازآنجایی که در این برهه از زمان یکی از دغدغه های رهبرم ، فرمانده کل قوا ، امام خامنه ای (مد ظله ) مسئله فرهنگ و اقتصاد در جامعه کنونی می باشد ، ببینیم مدیریت هماهنگی این دو امر چگونه میتواتد ما را یاری برساند .

    با توجه به اهمیت مدیریت هماهنگی منابع مالی با منابع نیروی انسانی ، برای بهره وری هر چه بیشتر و بهتر از منابع مالی در راستای ارتقائ سطح رفاه افراد جامعه باید نیروهای انسانی را در سطح جامعه قشربندی نموده ، نباید هیچ یک از افراد جامعه در قشر مربوط خود را نادیده گرفت .

    چرا که اگر ما اقشار جامعه را مانند طبقات یک برج ساختمانی فرض کنیم ، اگر به مرور زمان به طبقات پایین ساختمان رسیدگی نشود وموجب فرسودگی گردند ، تاب سنگینی و حمل طبقات بالا تر را نخواهد داشت و با کوچکترین بحران مثلا یک زمین لرزه کوچک ساختمان از پایین ویران و فرو خواهد ریخت .

    اقشار آسیب پذیر جامعه ، به ظاهر سطح پایین و ساده بدون جایگاه حقوقی اند ولی خیل عظیمی از جمعیت جامعه ای را در بر می گیرندکه در هنگام بروز حادثه و بحران از ارکان و بازوی قوی حکومت بحساب می آیند .

    زیرا ما بوضوح در عرصه انتخابات شاهد این امر هستیم ، دولتی میتواند وجاهت اجتماعی منطقه ای و جهانی داشته باشد که از پشتیبانی وپشتوانه نیروی جمعیت انسانی خوبی برخوردار باشد لذا مهم قشر خاصی از جامعه نیست ، مهم تعدا د همه اقشار از هر جنس و صنف میباشند تا دولتی رسمیت پیدا کند . و به تثبیت برسد و این مهم تحقق پیدا نمی کند مگر در سایه رضایتمندی همه احاد جامعه و مردم  که همیشه رهبران ما بر آن ها و وحدت همه جانبه تاکید داشته اند تا قشر محروم با جایگاه حقیقی و حق امر زیست و معاش که خداوند برای هر انسانی مقرر نموده نیز بتواند در رفاه اجتماعی قرار گیرد . شاهد دیگر این ادعا دوران ۸ سال دفاع مقدس و بسیج آحاد مردم درعرصه جنگ و میادین دفاع از آرمانها و ارزشهای اعتقادی و حفظ صلابت مملکتمان ایران اسلامی است که همه با حضور خود اجازه دست درازی را ، از هر کشوری گرفته اند .

    بعد از رسیدن به اهمیت همه اقشار جامعه بالاخص مستضعفین که آسیب پذیر ند ، به قشر ی می پردازیم که از لحاظ جنسیت و حساس تربودن از همه اقشار آسیب پذیر تر بوده و هست ، . زنان بیکارسرپرست خانواده )بی سرپرست و بد سرپرست ( که دشمن نیز در بعد فرهنگی مصر است تا از این جنبه نفوذ و تهاجم فرهنگی خود را برای آسیب بیشتر به بدنه خانواده ها ، در نهایت جامعه برساند و مسئله اقتصادی فشارهای تهاجم فرهنگی را در این طبقه از جامعه دو چندان نموده .

    ای کاش مسئولین به نامگذاری سال از جانب مقام معظم رهبری توجه داشتند ، مخصوصا سال فرهنگ ، اقتصاد در جامعه ، که هر یک مدیریت خاصی را بجای خود می طلبد و هماهنگی بین این دو موضوع امری است انکار ناپذیر .

    پس چه باید کرد ؟ بحث بنده در این قسمت برسر نداشتن شغل مناسب و در خور این تاثیر گذاران بافت فرهنگی اجتماعی جامعه است .

    نداشتن بیمه و آینده ای مناسب ، عدم آرامش در خانواده و آسیب در جامعه متعاقبا بیماری روحی ، عصبی ناشی از فشارخستگی های مفرط که با ساختار جسمی یک زن سازگار نیست همچنین ایفای نقش مادری در کنار هجمه های مشکلات از خطیر ترین بازی های او درروزگارست و این همه ی ناملایمات کاریست بس دشوار برای بانوی مسلمان ایرانی .

    این همه در حالی است که در صد زیادی از آنها نه از سواد درستی بهره مندند و نه از مهارت خاصی ونه از فن مناسب مدیریت خانواده واقتصاد آن بهره مند . در آمارگیری ها متوجه می شویم ، چند درصد از جمعیت جامعه ما را این زنان تحت پوشش گرفته اند . با آموزش ،ساماندهی و مدیریت این قشر عظیم چند درصد از مشکلات فرهنگی و حتی اقتصادی جامعه در تامین امر معاش خانواده از سوی آنها وامر تولیدات کشور ما مرتفع خواهد شد ؟

    اینجاست که اهمیت حمایت از مشاغل خانگی نمود پیدا خواهد کرد . من باب مثال :
    ۱- صنایع دستی و هنر در خانه ( از انواع دوخت و بافت لباس و رو اندازها که از رایجترین تولیدات خانگی است ، بافت زیر اندازها ؛ گلیم – جاجیم – انواع فرش و تابلو فرش و…. )
    ۲- صنایع تبدیلی ( تولیدات خشکبار ؛ میوه و سبزی ، مربا ، ترشی ، رب و …… )
    ۳ -صتایع کشاورزی ( پرورش قارچ و پرورش گیاهان تزیینی و گیاهان دارویی )
    ۴ -صنایع دام و طیور( ماکیانی مانند بلدرچین ، شتر مرغ و مرغ و خروس به روش طبیعی که در عرصه تولید و تقاضای بازار نیزرشد چشم گیری دارد )وووووو………
    که هر یک از این شاخه ها ی مهارتی را باید با توانمندی فرد و پتانسیلی که در شرایط موجود او هست مورد بررسی قرار داده ،سپس مراحل کار و مدیریت بر روی این قشر محروم را طی مراحلی که در زیر شرح میدهم آغاز نمود :
    ۱- فرهنگ سازی در این راستا و تبلیغات صحیح و اطلاع رسانی وسیع
    ۲- شناسایی نیروها ی علاقمند و مستعد جامعه (از ارگانهای مردم نهاد ، کمیته امداد امام ، بهزیستی و ….. )
    ۳- جذب و بکار گیری
    ۴- آموزش نیروهای شناسایی شده . (زنانی که هیچ مهارتی ندارند و یا آموزش جهت ارتقاء سطح مهارتی که دارند )
    ۵ -سازماندهی هریک از زنان آموزش دیده
    ۶ -سازماندهی نیرو ها در رابطه با عرضه کالا و محصولات بدست آمده و تثبیت آنها
    ۷ -عرضه کالا در قالب نمایشگاههای تخصصی فصلی و بازارهای سنتی
    ۸ -بکارگیری نیروهای با انگیزه بازاریاب برای شناسایی بازار تقاضا و تبلیغات سطح شهر و استان و فروش اجناس نیروهایی که تولیدات محصولات آنها طبقه بندی ست .

    و اما ، همه ئ به انجام رسیدن و بهره وری این مراحل یک انگیزه بالای مدیریتی و خلاق را می طلبد تا با پل زدن میان ارگانها و نهاد ها بتواند سلسله مراتب را پیموده و با برنامه ریزی دقیق همه آنها را از شاخه های مختلف متفق القول ومنسجم برای عبور از مشکلات و رسیدن به آرمان تبدیل اهداف کوتاه مدت به بلند مدت و ثابت نگه داشتن این طرح ومدیریت این بحران اقتصادی خاموش برساند .
    اهداف و ضرورت مدیریت بحران خاموش
    ۱- عملی نمودن شعار اقتصاد مقاومتی
    ۲- استفاده از زمان فراغت زنان خانوار و ایفای نقش آنان در همراهی با اقتصاد مقاومتی 
    ۳- ایجاد نقش پذیری زنان خانوار در تولیدات داخلی و تاثیر گذاری در الگوی مصرف جامعه 
    ۴- کمک به افزایش تولیدات داخلی به صورت میدانی –
    ۵- افزایش توان اقتصادی خانوار بمنظور تحکیم بنیان خانواده با ایجاد رفاه و آسایش روانی و روحی –
    به قولی: دست در دست هم نهیم به مهر        میهن خویش کنیم آباد

    سیده گلناز پیغمبرزاده

    ابر چسب ها :
    نظرات کاربران در مورد "مدیریت اقتصادی بحرانی خاموش"